محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
92
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
در هنگام فتنه اين منطقهء پهناور و مهم نصيب بنى ذو النون شد و در آنجا مملكتى آباد بهوجود آوردند . اما مملكت طليطله بدطالع و كوتهعمر بود . بنى ذو النون از خاندانهاى اصيل بربر بودند از قبايل هواره . گويند نام نياى ايشان زنون بود و به مرور ايام به صورت معروف خود ذو النون درآمد . برحسب روايات ، اين خاندان در ايام دولت اموى ظهور كرد . جد اعلاى ايشان ذو النون بن سليمان حاكم دژ اقليش بود . در ايام امير محمد بن عبد الرحمان اين سمت يافته بود . ذو النون در اثر حادثهاى مورد لطف و عنايت امير محمد ابن عبد الرحمان واقع شد . خلاصهء آن اين است كه امير محمد بن عبد الرحمان در يكى از غزواتش كه از شنتبريه « 1 » موطن ذو النون مىگذشت يكى از خواص غلامانش بيمار شد . امير كه از آن غزوه بازمىگشت ، آن غلام را نزد ذو النون نهاد تا پرستارى كند . يا شفا يابد و يا بميرد . ذو النون براى بهبود حال او تلاش بسيار كرد تا شفا يافت ؛ سپس خود ، او را به قرطبه آورد . امير محمد را از جوانمردى او خوش آمد و در پاداش ، منشور امارت آن ناحيه را به او داد و او را بر قومش رياست بخشيد . ذو النون نيز تا ثابت كند كه در خدمت خيانت نخواهد كرد ، برخى فرزندان خود را به گروگان نزد امير نهاد . از اين پس نام ذو النون در صحنهء حوادث پديدار مىشود . از جملهء اين حوادث آنكه موسى بن ذو النون در ايام فتنه در سال 260 ه خلاف آشكار كرد و سر از فرمان بيرون آورد . امير محمد او را به فرمان آورد . « 2 » پس از او فتح بن موسى در آغاز حكومت الناصر در قلعهء رباح و اطراف آن شورش كرد . الناصر بر سر او لشكر فرستاد و قوايش را تارومار ساخت و به فرمانش آورد . ابن الخطيب مىگويد بنى ذو النون را جز در دولت المنصور بن ابى عامر رياستى نبود . در هرحال در ايام المنصور ابن ابى عامر ، عبد الرحمان بن ذو النون و پسرش اسماعيل ظهور كردند و در زمرهء خادمان و كارگزاران المنصور درآمدند . چون دولت عامرى منقرض شد ، به ناحيهء ثغر رفت و با پسر عمان خود همدست شد . سليمان الظافر فرمانروايى اقليش را به او داد . چون واضح العامرى حاكم قلعهء كونكه درگذشت
--> ( 1 ) . به اسپانيايى revatnaS . ( 2 ) . ابن حيان اين معلومات را از عيسى بن احمد الرازى نقل كرده است . اين قطعه در نسخهاى خطى از تاريخ ابن حيان در كتابخانهء قرويين محفوظ است ( برگ 272 ب ) .